بسم رب الشهداء وصالحین

** ( * وقاتلوهم حتی لاتکون فتنته ویکون الدین لله فان انتهو فلاعدوان الاعلی الضالمین * ) **

وباکافران جهادکنیدتافتنه وفسادازروی زمین برطرف شودوهمه راآیین دین خداباشدواگرازفتنه وجنگ دست نکشید(با آنهاعدالت کنید)که ستم جزبرستمکاران روانیست .

مازنده برآنیم که آرام نگیریم            موجیم که آسودگی ماعدم ماست

(متن زندگی نامه شهیدشکرالله نجفی )

شهیدشکرالله نجفی در25/1/1342درخانواده ای کشاورزدر روستای درچه کلماران به دنیاآمد.دوران طفولیت رادر دامان پرمهرمادرگذراندودرسن شش سالگی به دبستان رفت ودوران تحصیلات ابتدایی راپشت سرگذاشت ازهمان کودکی ازنظراخلاق سرمشق ونمونه بودوسادگی وتواضع ازدیگرخصوصیات اوبود.وی پس ازگذراندن تحصیلات ابتدایی دوره راهنمایی رادرمبارکه شروع کردوبعدازیکی دوسال چون خیلی به پدرومادرخودعلاقه داشت ودیدکه پدر درامرکشاورزی تنهاست ونیازبه کمک داردتحصیلات خودرادرمدرسه شبانه ادامه داد.وی روزهادرمزرعه کارمی -کردوشبهابه کلاس درس می رفت .ایشان درکلیه راهپیمایی هاوتشیع جنازه هاشرکت می کرددراین موقع بودکه دیگر کاملا برنفس درونی خودپیروزگشته بود.سعی می کردحتی الامکان نمازخودرادرمسجدبه جا آورد،دعای کمیل اوترک نمی شدوتانصفه های شب بیداربودوباخدای خودرازونیاز می کرد.شهیدشکرالله قبل ازتشکیل بسیج درروستای درچه عضوبسیج مبارکه بودودرهرزمینه ای فعالانه درجهت پیشبرداهداف انقلاب تلاش می کردودرکلیه کارهای عمرانی چه درروستاوچه خارج ازروستاشرکت می نمودوی پس ازمدتی درشرکت صنایع فولادمشغول به کارشدودرامر صنعتی تاجایی که درتوانش بودتلاش می کردتاجایی که کلیه کارگران وکارمندانی که اورامی شناختنداورایکی از وفاداران امام وانقلاب می دانستندتااینکه باشروع جنگ تحمیلی داوطلب اعزام به جبهه درخوزستان شدودردو نوبت به مدت هشت ماه درجبهه های نبرد شرکت داشت ودرتاریخ 4/1/61ازجبهه بازگشت وبعد ازدوسه روزکه درمحل بودبه محض اینکه اعلام شدکه احتیاج به نیرواست فوری به بسیج مراجعه کردوآماده اعزام به جبهه شدبعدازورودبه جبهه خوزستان درمرحله اول ودوم عملیات بیت المقدس شرکت نمودوعملیات راباموفقیت پشت سرگذاشت یکی ازدوستان شکرالله که درمراسم سوم شرکت کرده بودچنین نقل می کردبعد ازمرحله دوم عملیا ت بیت المقدس وقتی بازگشتیم شهیدشکرالله بچه هارادورخودجمع کردوگفت دوستان من امام زمان رادیدم شماچطور؟بچه همه گفتندنه برایمان توضیح بده وی می گویدکه توسط چهل نفرازنیروهای عراقی محاصره شدیم نیروهای عراقی پنجاه قدمی مابودندو ما چاره ای جزتسلیم نداشتیم روی زمین نشستیم ویامهدی یامهدی می گفتیم واشک ازدیدگانمان جاری بودنیروهای عراقی به مانزدیک شدندودیدندکه ماهیچ عکس العملی انجام ندادیم ومشغول یامهدی گفتن هستیم آنهاهم دورمانشستندوشروع به گریه کردندویامهدی گفتندوهمه بامابه نیروهای ایرانی پیوستند.

یکی دیگرازدوستان شهیدچنین نقل می کردوقتی شکرالله براثراصابت گلوله پدافندبرروی زمین افتاددرحالی که در خون خودمی غلتیدخواستم که درکناراوبمانم امااوگفت: دوست عزیزم من شهیدمی شوم وبه آرزوی خودمی رسم تو معطل مشو وهرچه زودتربه سوی نیروهای دشمن پیش رو وهرچندنفرازاین مزدوران ازخدابی خبر راکه می توانی نابودکن شهیدشکرالله درمرحله سوم عملیات بیت المقدس درفتح خرمشهردرتاریخ 22/2/61درمنطقه شلمچه به شهادت می رسدوپیکرپاکش چهل روزبر روی زمین داغ خوزستان برجا می ماندبعدازچهل روزنیروهای اسلام موفق به حمل پیکرشهیدازخط آتش به پشت جبهه می شوندوبه زادگاهش بازمی گردانندشهادت ایشان درخویشاوندان ودوستانش تاثیر زیادی داشت .

شهیدشکرالله دروصیت نامه خودملت عزیز رابه دعانمودن امام سفارش وتوصیه کرده است ازماخواسته که درخط امام باشیم مواظب گروهک های منحرف باشیم که مبادا دست جنایت کارشان آسیبی به انقلاب اسلامی ماواردکند. 

                           شهیدراه قرآن ودینی       * * *  *             توپاسداراین سرزمینی

                           قسم به خون پاکت برادر    * *  *  *           جدا نگردیم هرگز ز رهبر