شهیدمجیدنجفی درسال 1342درخانه ای محقردر روستای درچه کلماران ازتوابع مبارکه اصفهان چشم به جهان گشود او فرزند دوم خانواده بودوازهمان زمان طفولیت مشخص بودکه اوفردی لایق برای جامعه به بارمی آیدمجید درخانواده ای بزرگ شدکه اگریک روز پدرش کارنمی کردآن روز راغذایی برای خوردن نداشتندچون پدرشهیدیک گارگرساده بیش نبود وخرج زندگی خود راازراه کارگری برای مردم اصفهان وحومه آن تهیه کرده .پس ازاینکه مجیدبه سن شش سالگی رسید،وازدبستان محل سکونت خودشده وتحصیلات ابتدایی رابه پایان رساندوتحصیلات دوره راهنمایی رانیز درمدرسه امیرکبیرمبارکه به پایان رساندودرحالی که درسوم دبیرستان امام خمینی مشغول به تحصیل بودودربسیج محل نیزفعالیت می کردکلاس درس رارهاکرده وعازم جبهه حق علیه باطل شد.مجیددرزندگی ازاخلاق ورفتاربسیا ر پسندیده ای برخورداربودتاجایی که پس ازشهادت ایشان کلیه اقوام واهل محل ازعدم وجودایشان غمگین وناراحت بودنداودرحالی که مشغول به تحصیل بودچون می دیدفشارخرج زندگی بردوش پدرسنگینی می کندسعی می کرداز اوقات تعطیلی استفاده کندوبه کارکردن برای مردم می پرداخت تااینکه بتواندخرج تحصیل خودومقداری ازخرج زندگی خانواده اش راتهیه کنداوهمیشه به پدرخوداصرارمی کردکه مابایدهرچه زودترمنزل مسکونی خودراکه از وضع خوبی برخوردارنمی باشدسروسامان دهیم واین کار راهم کردواولین مهمان هایی که به منزل سامان یافته آمدند اشخاصی بودندکه جهت عرض تسلیت شهادت اومراجعه می کردندمجید درتابستان سال 1359براثرتصادف باموتور سیکلت پای راستش شکست طوری که دو قلم پای اوازهمدیگرجداشده بودوبه همین خاطرپس ازچند بارعمل کردن پادرحالی که پایش داخل گچ بودحدودشش ماه درمنزل بستری بودکه دراین مدت خانواده اوچه زحمت های فراوانی که برای اونکشیدند درحالی که هنوزازسلامتی وبهبودی کامل برخوردارنبودچون می دیدجبهه هانیازبه نیرو داردسعی می کردازهرطریقی که شده پدرومادرخودراجهت رفتن به جبهه راضی کندومی- گفت که ما دوبرادرهستیم وبایدیک نفرازمابه جبهه برودتااینکه درتاریخ 3/1/1361دربسیج مبارکه ثبت نام نمودوفردای آن روزعازم اهواز شد .یک روزکه پدرش به دیداراوبه اهوازرفته بودازاوخواسته بودکه برای دیدارباخانواده ومقداری استراحت کردن به اصفهان برگرددولی مجیدطوری باپدرصحبت کرده بودکه پدرازصحبت خودشرمنده شده بودمجیدبه پدرخودمی گوید هرچه می -خواهی مراببین وبرووبرای من هم ناراحت نباش انشا الله که جزء یکی ازشهدااسلام قراربگیرم وپدرپس از مقداری قدم زدن بافرزندخود دراطراف پادگان گریان به اصفهان برمی -گردد ومجیدعازم شهرک دارخوین می شود و پس ازشرکت درچندمرحله عملیات درتاریخ 1361درمرحله سوم عملیات آزادسازی خرمشهربه درجه رفیع شهادت نائل می شود.                                                                  روحش شاد وراهش مستدام