اسدالله در سال 1330 در شهرستان مبارکه متولد شد. تحصیلاتش را تا کلاس ششم ابتدایی به پایان رساند. سپس به علت فقر مالی خانواده به کار کشاورزی روی آورد. او چند سال بعد در حرفه ی بنایی آغاز به کار کرد و ضمن آن در کارخانه ی سیمان به فعالیت پرداخت. شیخی در طول دوران حیاتش هیچ گاه از یاری محرومان غافل نشد.
او بعد از پیروزی انقلاب به عضویت بسیج محل درآمد و با آغاز جنگ تحمیلی برای حمایت از مرزهای ایران اسلامی و تمامیت ارضی کشورش راهی دیار نور شد.
اسدالله بعد از 28 روز نبرد مردانه مجروح گردید و در حین انتقال به پشت جبهه همراه با 12 مجروح دیگر، بر اثر اصابت بمب هواپیمای دشمن به آمبولانس در تاریخ چهرم فروردین1361 شاهد بزمگاه عشق الهی گشت. شعر زیر اوست:

من آن سرباز جانباز حسینم
سرافرازم که سرباز حسینم
من آن قربانــــــی راه خــــدایم
شهیدی از دیـــــار کربــــلایـــم
وضو بگرفته ام از خون به سنگر
ســرودم نغـــــــمه الله اکبــــر
بیادمادر مکن افغان و شیون
مبادا شاد گردد دشمن من
شهیدم من شهید راه دینم
که در عالم شهادت آفرینم
شهادت این چنینم داد عزت
نرفتم زیر بار ننگ و ذلــــــت