در ورود شهدای غواص به اصفهان 

در آب و آتش با عدو پیکار کردند
با غیرت و مردانگی ایثار کردند

رزمندگان سر فراز یار بودند
معراجیان کربلای چار بودند

نبض حوادث را به دست خود گرفتند
در آن مسیر بندگی هرگز نخفتند

آب در تلاطم بود بر احوال آن ها
عرش خدا بی تاب بر برخسار آن ها

غواص بودند ،خط شکن ،مردان پیکار
در درس عشق و عاشقی هشیار و بیدار

پای ولایت جان به کف مانند عباس
با جامه ی تقوا به تن پر شور و احساس

آغوش خود را بر حوادث باز کردند
عمار گونه سوی حق پرواز کردند

اصهاب کهفند و جوانان بهشتند
با دستهای بسته یا زینب نوشتند

وقت غبار فتنه و تحریم اعدا
از خاک غربت امدند گلهای زهرا

عطر شمیم یار در گلخانه پیچید
فریاد یاران از درون سینه پیچید

از دجله ها آورده اند عباس ها را
آن خط شکن های غیور ،غواص ها را

آیات حق را باعمل ترسیم کردند
جان را چه زیبا بر خدا تقدیم کردند

در کوچه باغ زندگی فانوس هستند
در مکتب آزادگی قاموس هستند

دست توسل زن تو بر دامان آنها
سائل غزلها گو تو بر احوال آنها

خیل شهیدان در جهان نور الستند
هر یک برای عمر ما دنیای درسند